با خونواده آقا افشین ،دوست همسرم،رفتیم،آقا افشین وخونواده ش قبلا چادرزدن وشب مانی توی پارک روتجربه کرده بودند ولی ما نه،دوشب به افتخار حضورشون توی پارک خوابیدیم،وبا وجود اینکه من خواب بسیارسبکی دارم وفکرکردم سروصدا اکان خوابیدن نده،ولی گویا خوابیدن توی کوه آماده م کرده بود وتقریبا هردوشب روبیهوش شدم.
تویسرکان شهریه که روستای(شاید) سرکان رودرخودش جاداده،و سرکان پارکی داره با درختانی بسیارقدیمی،حدود 3500 سال پیش،بسیار قطور وتنومند.
پارکی بسیار بسیار زیبا،ومردمانی که علاوه بر اخلاق عالی ،فرهنگ جذب توریست بالایی هم دارند.
لالجین(laljin)(لام دوم ساکن هست)شهر سفال ایرانه ،هر بار که به همدان سفرکنیم حتما باید ،نگاهمون شامل حال شهر سفال هم بشه،وگرنه انگارزیارتمون قبول نیست!
در سفرهای قبلی ،چشممون به دیدن نهاوند روشن نشده بود،این بار تلاش کردیم از دیدنش محروم نشیم،وتلاشمون به نتیجه نشست،اسم های جالبی برای شهرها وروستاها انتخاب شده بود ،مفهوم همه برای ما روشن نبود ،بعضی اسم ها رو به زبان کردی نزدیک میدیدم،مثل ؛گیان،سراب گیان ،تفریح گاهی بسیار زیبا هست،گرچه شباهت زیادی به تفریح گاههای استان خودمون داره ولی بزرگ تر بودوچون ما اونجا روبرای خوردن صبحانه انتخاب کرده بودیم هنوز از قلیان خبری نبود.
آقا افشین اعتقاد داشت،اینجا روبدن دست یه اصفهانی ازش بهشت میسازه!
من اما اعتقاد دارم ؛ای کاش دست انسان هیچ وقت در تغییر طبیعت به کار نیفته،و بکر باقی بمونه.
خوشحال نوشت:این سفررو هم با گیاه خواری گذروندم وشد.
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۶ساعت 19:40 توسط کسی که سعی میکنه انسان باشه|
سینوهه...ما را در سایت سینوهه دنبال میکنید
برچسب: همدان, نویسنده: بازدید: 3