فکر کردم آخرین اشتباه مادری که انتظارمیرود حساسیت بیشتری داشته باشد همین بوده،فکرمیکردم داغ بچه معصومشان کمی تکانشان داده باشد......
ساعت 11:30شب بود صدای جیغ ودادی از خانه به بیرون کشاندمان.
زنی بود که با حرف های رکیک ،مردی را مخاطب قرار داده بود،آدرس میداد که نوه فلانی است وجیغ میکشید،مردم جمع شده بودندوغر میزدند که محله مان به این خوبی را زیر سوال برده،چرا این آدم های ناباب را بیرون نمیکنند؟
ازهمسایه ها جویا شدم ،گفتند،مادرهمان بچه است که شیره خورد،غریبه است، چندسالی اجاره نشین است ودیگر جاخوش کرده وبیرون نمیرود.
گفتند بده بستان مواد داشته با آن مرد،با هم درحال کشیدن مواد بودند وبرنامه های دیگر، که اختلاف افتاده بینشان،دعوا بالا میگیرد وآن طور که آن زن توضیح داد ،مرد ازکوره درمیرود وچاقو را روی گلوی زن میگذارد به قصد کشتن،ونه فقط ترساندن،زن اززیر دستش درمیرود وبه کوچه وخیابان میزند و بی حیایی اش را جارمیزند.فکر میکردم خون دخترش برای گندکاری هایش بس بود....
سینوهه...ما را در سایت سینوهه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 9