
مطلب پایین روتوی تلگرام خوندم ،خیلی دوست داشتم،شما هم لذت ببرید. xa0 قدیمها یک کارگر عرب داشتمxa0که خیلی میفهمید.xa0اسمش قاسم بود.xa0 از خوزستان کوبیده بود و آمده بود تهران برای کارگری.xa0اولها ملات سیمان درست میکردxa0 و میبرد وردست اوستاxa0تا دیوار مستراح و حمام را عَلم کنند.xa0جنم داشت.xa0 بعد از چهار ماه شد همهکارهٔ کارگاه: xa0حضور و غیاب کارگرها،xa0کنترل انبار، سفارش خرید.xa0 همه چیز.xa0 xa0قشنگ حرف میزد.xa0دایرهٔ ...
ادامه مطلب